تو را من چشم در راهم
بدست mahdieh • ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ • دسته: یادداشت های یاران صدربیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هم امروز تمام شد. با اینکه تعداد بازدیدکنندگان بسیار کمتر ازروزهای دیگر بود، اما تعداد کسانی که جلوی غرفه توقف می کردند قابل قبول بود.
مهم ترین نکته امروز، چهره های آشنایی بود که می دیدیم؛ افرادی که در روزهای قبل به غرفه آمده بودند. حتی کتاب خریده بودند و فرم عضویت را پر کرده بودند، اما دوباره و چندباره می آمدند تا چند دقیقه ای صدای امام را بشنوند و عکس امام را ببینند و زمزمه کنند”تو را من چشم در راهم”
اکثر این افراد در بازدیدهای بعدیشان، عضوی از خانواده شان را هم آورده بودند تا امام صدر را نشانشان دهند.
تعداد پوسترهای اهدایی امروز زیاد بود. ما هم مثل همیشه بیشترین تخفیف را به علاقمندان امام می دادیم، تا کسی بدون کتاب موردعلاقه اش نرود.
یکی از آنهایی که چندین بار به غرفه ما سر زد، امروز عکس نماز خواندن امام بر پیکر دکتر شریعتی را که به غرفه زده بودیم از ما خواست. ما هم تقدیم کردیم.
آقای کمالی، از علاقمندان امام صدر و آقای نفری که امام صدر مانع تحویل او به رژیم شاه شد، امروز مهمان غرفه بودند.
تا آخرین لحظاتی که داشتیم غرفه را جمع می کردیم، مردم کتاب می خریدند. مردی، بعنوان آخرین خریدار، سه جلد از کتاب رهیافت های اقتصادی امام را خرید و گفت ده سال امام را دوست دارد و امروز برای خرید کتاب دیگری آمده بود که لطف خدا باعث شد اینجا را پیدا کند.
در حال زدن پرده جلوی غرفه بودیم که خانمی هم آدرس موسسه را خواست و بروشوری به او دادیم!
نمایشگاه امسال هم تمام شد. در این ده روز، آدم های زیادی فهمیدند امام موسی صدر ایرانی است. بسیاری فهمیدند زنده است و دولت ایران اقدامی جدی برای آزادی اش نمی کند. خیلی ها باخبر شدند، قذافی برای حضور در ایران دعوت شده است و بسیاری فرم عضویت سایت موسسه را پر کردند تا در طول سال هم اسمی از امام بشنوند.
برای ما، این آدم ها، این حرف ها و نگاه های مشتاقی که دیدیم، باارزش ترین نتیجه است؛ نتیجه ای که امیدوارم باعث شود در آینده ای نزدیک، همه ایرانیان بدانند، سید موسی صدر، شهروند ایرانی، کیست، چه کرده و ما باید برایش چه کنیم.






