شریعتی ثروتی عظیم برای ما
بدست khatere • ۹ خرداد ۱۳۸۸ • دسته: سخنرانی های امام موسی صدربخشی از سخنرانی امام موسی صدر در مراسم چهلمین روز درگذشت دکتر شریعتی – بیروت ۱۳۵۶

برادران و خواهرانِ دانشمند و بزرگوار، خواهر گرامی خانم دکتر شریعتی، برادر عزیز احسان، سلامٌ علیکم و رحمة الله و برکاته.
چرا برای دکتر شریعتی جلسهای به پا میکنیم و یاد او را گرامی میداریم؟
جواب این سؤال را در وضع انسانی که زندگی، اوضاع و محیط خود را بررسی میکند و در افق خود نگران است میتوان یافت؛ هیچ یک از حقایق در زندگی این انسان و در جامعة او بلندپروازی او را راضی نمیکند. همچنان به افق مینگرد و تصمیم میگیرد تا محیط خود را تغییر دهد.
…. در مقابلِ این وضعِ نامساعد، مردم به چهار دسته تقسیم میشوند: دستهای در مقابل واقعیت موجود تسلیم میشوند، در آن ذوب میشوند، با آن میسازند و وضع موجود را میستایند و میکوشند برای وضع موجود فلسفه بسازند و آن را صحیح بشمارند. در نتیجه، با آن همکاری میکنند و فاسد میشوند. اینها مردم ضعیفی هستند که ما از آنها نیستیم و آنها را از خود نمیدانیم. دستة دیگر که از اینها قویترند، این وضع را نمیپذیرند ولیکن از این وضع فرار و هجرت میکنند، به جامعههای دیگر پناه میبرند، به اروپا و آمریکا و جاهای دیگر میروند. پس پناهگاه دیگری برای خود مییابند تا در آنجا زندگی کنند. این دسته از دستة اول قویترند ولی باز ما آنها را نمیپذیریم و خود را از آنها نمیدانیم. دستة سوم که از دستة اول و دوم قویترند، تسلیم نمیشوند و فرار هم نمیکنند. سعی میکنند جامعة خود را تغییر دهند و اوضاع را به وضع مساعدی که خود میخواهند تبدیل کنند. تصور میکنم که شما از این دسته هستید. شما و ما از مردم دستة اول و دوم نیستیم، بلکه برای تغییر جامعة خود تلاش میکنیم. آنچه در جامعه و منطقة ما و در جهان میگذرد ما را راضی نمیکند، ولی ما نه تسلیم میشویم و نه فرار میکنیم، بلکه میکوشیم این وضع را تغییر دهیم. کسانی که میخواهند محیط خود را تغییر دهند به دو دسته تقسیم میشوند: دستة اول کسانی هستند که اسلحة دیگران را به عاریت میگیرند. بعضی از احزابی که ما با آنها ارتباطی نداریم و به آنها عقیده نداریم، کسانی هستند که از دستة اول و دوم نیستند و از آنها بهترند ولی سعی کردند اسلحة دیگران را در راه تغییر جامعة خود به کار گیرند. این مردم مصداق قول مولا امیرالمومنین اند که میفرماید: کسی که به دنبال حق میگردد و اشتباه میکند نمیتوان او را با کسی که به دنبال باطل میگردد و به آن میرسد مقایسه کرد. درست است که ما با این دسته از مردم که میخواهند جامعة خود را با اسلحة عاریتی تغییر دهند نیستیم ولی به آنها احترام میگذاریم و آنها را از دستههای دیگر بهتر میشماریم. ما هرچند از این مردمی که برای تغییر جامعة خود قیام کردند و از ایدئولوژی دیگران برای تغییر استفاده میکنند با احترام یاد میکنیم ولی خود را از این دسته نمیدانیم. زیرا معتقدیم اسلحهای که برای تغییر جامعه به کار میرود باید با زمین و آسمان ما تناسب داشته باشد. ما نمیتوانیم از ایدئولوژی و افکار عظیمی که برای ما در زیر این آسمان و روی این خاک به وجود آمده و از ایمان به خدا که برای ما بلندپروازی و هدف های بینهایت ایجاد میکند چشم بپوشیم. بنابراین، از این دسته نیستیم….
… ما در چشماندازِ گذشتة خود تجربههای عظیمی داریم؛ جنبش هایی که با تمام فقر و ضعف توانست با قدرت تمام گام های محکمی بردارد و رفتهرفته بخت خود را بپیچاند و ضعف را به قدرت، یأس را به ایمان، و پراکندگی را به وحدت تبدیل کند. ما به دنبال چنین سلاح ایدئولوژیکی میگردیم. چون خوب به افق مینگریم میبینیم که مردی به نام دکتر علی شریعتی ظاهر شده است که میتواند بهخوبی انقلاب اصیل، افکار اصیل و ایدئولوژی اصیلِ منطقة ما را توضیح دهد. بنابراین، او برای ما ثروتی است که با هیچ قیمتی قابل تعویض نیست. از افکار بزرگ و اصیل او استفاده میکنیم و به او احترام میگذاریم. افکار او توانسته تجربة عظیم تاریخی ما را که تاریکی ها را به نور و کفرها را به ایمان و پراکندگی ها را به هماهنگی تبدیل کرده است، نشانمان دهد. کلمات دکتر علی شریعتی با تمام وضوح ثروت عظیمی در مقابل ما میگذارد. ما به او احترام میگذاریم، همچنان که اگر به سازمان فتح احترام میگذاریم، تنها برای این است که انقلابی علیه باطل است و هدفش آزاد کردن زمین های اشغال شده. از این روست که فتح را یک انقلاب اصیل میدانیم. ما به فتح و دکتر شریعتی احترام میگذاریم زیرا آنها تغییردهندگانی هستند که به ایدئولوژیِ اصیلِ خود تکیه کردهاند. آنها را، بنا بر اصطلاح قرآن، کسانی میدانیم که بر صراط مستقیم حرکت میکنند، نه آنان که «المغضوب» بر آنها حاکم است و نه آنان که در سِلکِ «ضالّین» اند. احترام دکتر شریعتی برای اصالت فکریِ اوست. او و کسانی که این راه را میروند میتوانند نیروهای عظیمی را که در حال حاضر در جهان راکد مانده است، برانگیزانند. بسا نیروهایی که در مساجد و معابر و دکان ها و در کوچهپسکوچههای زندگی راکد و مهمل ماندهاند بتوانند این افکار را از حالتِ فکریِ صرف به در آورند و از آنها نیروی عظیمی بسازند و بسا در آن تقسیمبندی که کردیم بتوانیم همة این نیروها را از دستة چهارم بشماریم، که تسلیم نمیشوند، فرار نمیکنند، و اعتراف به ضعف و ورشکستگیِ سیاسیِ خود ندارند، بلکه برای تغییر، با روشِ اصیل، تلاش میکنند. بنابراین، ما میتوانیم خود را جزو این دسته بشماریم. ما که در این جلسه دور هم جمع شدهایم، کسانی هستیم که در سلکِ این دسته حساب میشوند. کسانی که برای تغییر، با هدف های اصیل، به روشهای اصیل، تلاش میکنند، در فلسطین، اریتره و لبنان، همة این انقلاب هایی که در سرتاسر جهان هستند، به احترام دکتر شریعتی دور هم جمع شدهایم. ما دستهای هستیم که میتوانیم خود را جهانِ چهارم بخوانیم. ما جزو جهان سوم هستیم و زیرِ بارِ دو قدرتِ شرق و غربِ عالم نمیرویم. ولی جهان سومی ها دو دستهاند: کسانی که به ورشکستگیِ سیاسیِ خود اعتراف کردند و از چپ و راستِ جهان ایدئولوژی قرض میکنند؛ گروه دیگر کسانی هستند که به اصالت خود و به اصالت زمین و آسمان خود تکیه میکنند. این دسته را ما جهان چهارم مینامیم و معتقدیم که اینها باید دور هم جمع شوند تا در کنار هم قدرت پیدا کنند و با وحدتشان خود را از ضعف و پراکندگی جدا کنند و قدرت یابند. بنابراین، همچنان که در زمان حیات دکتر شریعتی از او استفادههای فراوان کردیم، در مرگ او نیز نیروهای اصیل و مومن دور هم جمع شدند؛ نیروهایی که اگر دور هم جمع شوند قدرت پیدا میکنند و از خدای نامتناهی هم، که به واسطة ایمان به قلب و عقل ما راه مییابد، حتماً میتوانیم کسب قدرت کنیم. چون خوب بررسی میکنیم و وضع عمومی خود را مشاهده میکنیم، میبینیم که این نیروهای اصیل، این پاکانِ مبارز، این مومنین به خدا حتماً باید دور هم جمع شوند واِلاّ با شدت و قساوت از همه طرف با آنها مقابله خواهد شد. اگر دور هم جمع نشویم و از خود دفاع نکنیم، جنگ را به داخل خانههای ما هم خواهند کشید …
حمله به رژیم شاه
هر روز شنیده میشود که میخواهند برای شیعیان خدمتگزاری کنند و خیر شیعیان را میخواهند. آیا این دولت شرقی که این ادعاها را میکند حقیقتاً خیر شیعیان را میخواهد؟ اگر خیر شیعه را میخواستند چرا دکتر شریعتی را کشتند؟ اگر خیر شیعیان و خدمت علمای دین را میخواستند چرا طالقانی را زندانی کردند؟ چرا علما و متفکران بزرگ مسلمان را در ایران و به دست ساواک زندانی میکنند؟ اطلاعات ایران است که صفوف شیعه را پارهپاره میکند و مردم را به زندان میاندازد و وجود ما را به خطر انداخته است. آنها میخواهند برای ما خطی انتخاب کنند که ما آن را نمیپذیریم. ما به هیچ وجه قبول نمیکنیم که یک دست خارجی وحدتِ مذهبیِ ما و وطن ما را پراکنده و متشتت کند. به هیچ وجه این روش را نخواهیم پذیرفت. درست است که ما در جنگ ضعیف شدیم و مشکلات فراوان داریم و مشکلات داخلی و پریشانی ها و گرفتاری های ما از حد تمکّنمان خارج است ولی هنوز آنقدر خون در بدن ما جریان دارد و همتی در ما هست که بتوانیم به این تصمیم های خطرناک نه بگوییم. بزرگان و رهبران ما، یکه و تنها، در مقابل تاریخ میایستادند و نه میگفتند.
ما به هیچ وجه اجازه نخواهیم داد که مردان کوچکی که جز پول فضیلتی و چیزی در اختیار ندارند وارد خانههای ما شوند و صفوف مذهبیِ ما را پراکنده کنند و در هر گوشهای رهبری ومحوری بسازند.. آنها کسانی هستند که سعی میکردند علی و حسین را بکشند و آنها را از حقوق خود محروم کنند. آنها نمیخواهند ما در این راه گام زنیم و به این دلیل سعی کردند مردم را گمراه کنند.
مزدوران خارجی، حتی اگر عمامه بر سر داشته باشند، و حتی اگر امام نامیده شوند، باید به جهنم بروند؛ به جهنم فساد و به جهنم پول و به جهنم دشمنان علی و حسین. اگر آنان به شیعه علاقهمند بودند، روحانیان بزرگ و شخصیت های مبارز را در زندان نمیکشتند، صدها هزار زندانی در زندان نداشتند. ما به هیچ وجه نمیتوانیم این روش را بپذیریم. ما دراینجا به دکتر شریعتی احترام میگذاریم زیرا دکتر شریعتی یک مبارزِ نمونه و نمایندة یک مبارزة اصیل و عظیم است و به همین علت نیز تسلی مییابیم زیرا فکر دکتر شریعتی در بین ما درخشان است و فکر دکتر شریعتی افکارِ مبارزِ جهان را در هر جا که باشند به دور یکدیگر جمع کرده است.
بنابراین، دکتر شریعتی در مرگِ خود به ما موهبت دیگری عطا کرد که ما را دور هم جمع کرد و توانستیم با هم و در کنار هم بنشینیم و به دشمنان خود بیندیشیم و سعی کنیم افکار خود را با یکدیگر در میان بگذاریم و وضع بهتری برای خود و مردم خود در نظر بگیریم و ایجاد کنیم. ما در مقابل این مبارزات با بیداریِ کامل و ادراکِ کامل مبارزه خواهیم کرد و دست به دستِ تمام مردم شریف جهان میدهیم، بنابراین، به امید خدا و با اعتماد به او و راهنماییِ او به دور یکدیگر جمع آییم و برای بهبودِ زندگیِ مردمِ گرفتارِ جهان قدم برداریم. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
متن کامل سخنرانی را می توانید اینجا بخوانید






