جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه…
بدست admin • ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: یادداشت های یاران صدربسیاری آمده بودند ، از یاران جوان صدر
کسانی را که تا قبل از این تک تک دیده بودیم، یک جا دیدیم، در جمعی که همه می خواستند حرف بزنند ، حرف دل…
اینجا تریبون آزاد برقرار است . می خواستند از نبودن امام شان بگویند و اینکه چرا نیست و ما چه می توانیم کرد برای بازگشتش. می خواستند بگویند که جایش خالیست، می خواستند بگویند چرا عده ای نمی خواهند که او باز گردد…
خیلی از حرفها را می خواستیم بگوییم، اما حیف که فرصت اندک بود و بسیاری از حرف ها ماند تا تریبون آزاد بعدی.
آنچه اما چشم گیر بود حضور کسانی بود که ما از علایق سیاسی شان خبر داشتیم، کسانی که اگر برای امام موسی صدر نبود هرگز با هم زیر یک سقف گرد نمی آمدند ، اما همه آمدند و از فراز قله آزادگی از عدم پیگیری سرنوشت امام موسی صدر انتقاد کردند و ملاکشان نه امروز، که عملکرد ۳۱ ساله جمهوری اسلامی ایران در این راستا بود .
اندیشه و سیره عملی امام موسی صدر به اندازه ای اصالت دارد که به راستی آن را می توان مصداق اشداء علی الکفار رحماء بینهم دانست . مصداق راستین سیره نبوی.
کسانی که پشت تریبون آزاد رفتند، هر چند موضوعات جدی را گفتند، اما من که نزدیک تر بودم، اشک را دیدم که مهمان چشمانشان شد و بغض را که گلوگیر. شاید این از اولین جلساتی بود که دور هم جمع شدیم تا حرفی رسمی بزنیم. بسیاری هنوز باورمان نکرده اند. بسیاری هنوز می اندیشند آنچه می گوییم شور جوانانه است، فروکش می کند. بسیاری سعی دارند که با بی توجهی دل سردمان کنند؛ اما چه سود جایی که تو باشی دیگران محلی از اعراب ندارند. آنجا که بخواهیم تو امام مان باشی هدایت دیگران بی اثر است.






