تا نسیم فاصله ای نیست…
بدست admin • ۱۲ خرداد ۱۳۸۹ • دسته: یادداشت های یاران صدر
می گویند نسیم می آید، آمدنش را که نمی بینیم، از روی شواهد و قرائن می گوییم نسیم می آید، از اینکه سرشاخه درختان تکان می خورد، از اینکه گل های باغچه به رقص می آیند، از اینکه صورتت نوازش می شود با خنکای دلپذیرش…
شاید هم خود نسیم در گوشت زمزمه کند فاصله ای میان تان حائل نیست!
تو خود به پروانه گفتی تا نسیم فاصله ای نیست، این بشارتی است دلنشین برای ما از کسی که هیچ گاه از او دروغ نشنیده ایم و همیشه وعده هایش صادق بوده است.
ما تا نسیم فاصله ای نداریم، و به این گفته تو که پروانه برای ما به ارمغان آورد ایمان داریم و می دانیم بین ما و تو فاصله ای نیست، هیچ!
تو با ما هستی تا آنجا که ما بخواهیم با تو باشیم








تو با ما هستی تا آنجا که ما بخواهیم با تو باشیم.
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خوابست
چقدر این روزها به حضورت در کنار خود محتاجیم
به شانه هایت که از اشکهایمان خیس خیس شود و تو صبوری کنی…
زودتر برگرد!
در میان انبوه خبرهایی که باید هر روز و هر لحظه پردازش کنم و بنویسم
در کشاکش دردهای امروز و دیروز و فردایی که انتظار می کشند
نسیم او امید را در رگهای نگاهم می دمد