وفای به عهد در هر شرایطی
بدست admin • ۳ تیر ۱۳۸۹ • دسته: نشان
در سال ۱۹۷۷ به فکر افتادم که ازدواج کنم. با خود گفتم که با امام تماس بگیرم و از ایشان تقاضا کنم تا صیغه عقد ما را جاری سازند. از یک طرف نگران بودم که امام به خاطر گرفتاری های فراوان خود نتوانند خواسته ما را اجابت کنند. از طرف دیگر خجالت می کشیدم که خود مستقیما چنین درخواستی را با ایشان مطرح کنم. به همین جهت از آقای ابوماهر خواهش کردم تا با امام تماس بگیرند و مسئله را طرح کنند. برای من کمال مطلوب آن بود که امام وقتی را مقرر فرموده و ما در بیروت خدمت شان برسیم. اما امام خیلی بزرگوارتر از این حرف ها بودند. برای اینکه نه تنها قبول کردند، بلکه تاکید نمودند که خود به طرابلس خواهند آمد. و این برای من خیلی جالب بود. امام نگفتند شما به بیروت بیایید. بلکه پیش قدم شدند . گفتند که خود به طرابلس خواهند آمد. طبیعی است که ما خیلی خوشحال شدیم. حقیقتا وقتی این همه محبت امام را مشاهده کردم، و شنیدم که ایشان خود به طرابلس خواهند آمد، از خوشحالی در پوست نمی گنجیدم. منتها این تمام قضیه نبود.
متاسفانه چهار پنج روز قبل از موعد مقرر، یکی از نزدیکان امام فوت نمود. امام نیز به مدت سه روز در محل مجلس اعلای اسلامی شیعه نشستند و افراد و گروه های مختلف برای عرض تسلیت به حضورشان می رسیدند. من متاثر شده و پیش خود گفتم، با این پیش آمد قرار ما هم احتمالا لغو خواهد شد. در نهایت شرمندگی با امام تماس گرفتیم و ضمن عرض تسلیت، پیشنهاد کردیم تا اگر امام مایل باشند، قرار به وقت دیگری موکول شود. اما امام با پاسخ صمیمی خود ما را غافلگیر کرد: «قرار ما به قوت خود باقی است . ان شاالله در همان ساعت مقرر خدمت خواهیم رسید.»
بالاخره روز موعود فرا رسید . آن روز به سبب وقوع جنگ در نواحی شمال، جاده بیروت به طرابلس بسته شده بود. یعنی امکان استفاده از این جاده به هیچ وجه میسر نبود. امام ناچارا از بیروت به بقاع و از آنجا به سوریه رفتند. خودشان را به حمص رساندند. از حمص به مرزهای شمال لبنان و از آنجا به طرابلس آمدند. آنهایی که جغرافیای منطقه را می شناسند، می دانند که این عمل به معنای دور زدن لبنان است. حدود ساعت ده شب بود که امام به منزل رسیدند و مراسم عقد بلافاصله اجرا شد.
قسمتی از خاطرات آقای سید علی حسین (ابومصطفی). کتاب عزت شیعه، دفتر اول صص۲۳۷-۲۳۶ .










این توانایی امام در مدیریت مسائل متفاوت و گاه متناقض واقعا فوقالعادهست. در کتاب خاطرات دکتر طباطبایی هم نمونههای زیادی از این ویژگی ایشونو میبینیم.
سلام
لذت بردم…
ممنون
انصافا این همه پایبندی به قول خود قابل توجه!
سلام از مدتها قبل لینک هستید.موفق باشید . در صورت امکان لینک کنید.
سلام . ممنون از شما. وبلاگ شما در حلقه وبلاگی یاران صدر ثبت شد.