بی مقدمه
بدست mahdieh • ۸ آذر ۱۳۸۹ • دسته: در آینه ی اشعار و قطعه های ادبی٬ رواق هنربگذار بی مقدمه دلتنگ باشمت
ای آنکه در سپهر دل من ستاره ای
صد نیل درد در دل من موج می زند
موسی ! بیا ، مرا برسان تا کناره ای
پای بت هوس کرامت ما سر بریده اند
کم نیست سنگی ِ دلم از سنگ خاره ای
این بار سامری همه جا را گرفته است
دستی بر آر مرده دلان را به چاره ای
ای چشم تو زلال همه چشمه سار ها
بازآ مرا که سرّ حیات هماره ای
بی من چگونه ای تو ؟ نمی دانمت ولی
بی تو دل من است و غم بی شماره ای
با این غم و مصیبت و اندوه مانده ام
همچون « سحر » در انتظار طلوع دوباره ای
حجه الاسلام سید محمد حسن مخبر
![]()








بسیار زیبا.
الإمام موسى الصدر….طال الفراق
لبنا نیها چه می کند و ما بیخبر
امامی که بیش از ۳۲ سال اسیر است
http://www.bejestan.com/article167.html
آقای مدنی ممنون از شما
درود خداوند بر شما جناب مخبر ، الحق و الانصاف زیبا بود!
این بار سامری همه جا را گرفته است
دستی بر آر مرده دلان را به چاره ای
خیلی زیبا بود
کم نیست سنگی ِ دلم از سنگ خاره ای
این بار سامری همه جا را گرفته است
دستی بر آر مرده دلان را به چاره ای
ای چشم تو زلال همه چشمه سار ها
بسیار زیبا
مدتی است که در فکر برگزاری مراسمی درباره اندیشه امام موسی در دانشگاه شیراز هستم
اگر خدا توفیق بدهد به زودی برگزار خواهد شد
امیدوارم که یاری لازم شما از ما دریغ نشود
در خدمت هستیم و منتظر خبرهای خوب از شما