فدای نگاه معصومت…
بدست admin • ۱۹ آذر ۱۳۸۸ • دسته: در آینه ی اشعار و قطعه های ادبی٬رواق هنرامروز دلم عجیب هوایی دیدار بود هنوز هم خوب نمیشناسمش اما عاشقم دلتنگم و منتظر امروز به دنبال تیک تیک ساعت کوچه پس کوچه های شهر خاک آلودمان را به نظاره نشسته بودم که ناگهان اسمی آشنا نگاهم را به خود خیره ساخت عجیب بود عظمت او وغریبیش ! مدرسه ای با نام او اما [...]