برای خنده هایی که در ذهن پایان ندارند
بدست admin • ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ • دسته: یادداشت های یاران صدرانگار روز اول ما را ساختند که دل ببندیم. دل بستن به هر کس که دوست میداریم، ندیده و کم امید نسبت به دیدار. باران که میزند نمیدانم چه چیزی انگشت را وادار میکند که کلیدهای کیبورد را فشار دهد و از خنده بنوسید و از سیدی که دوستش میداری… وقتی هم که مینویسی اتفاقات [...]